صرف نظر از رفتار غیرمودبانه ی انصاری نسبت به ریاست محترم جمهور ، که ریشه در کبر و نخوت آقای انصاری دارد ،

این گمانه پر بیراه نیست ، اگر آقای سید حسن مصطفوی بنشینند و در خلوت به این بیندیشند که :
ای کاش انصاری ، دغدغه ی مرا نمی داشت و به قیمت دفاع از وقت سخنرانی من ، به رئیس جمهور اسائه ادب نمی کرد.
ای کاش منهم به اندازه رئیس جمهور این بینش را داشتم که : برای سیدحسن بهتر است که امروز اندکی بصیرت به خرج داده و از خیر سخنرانی برای مردمی که طی یکسال گذشته شدیدا از وی دلخورند بگذرد.
ای کاش دلسوزی احمدی نژاد را نسبت به خودم درک می کردم و متوجه می شدم که او ، بخاطر من است که سخنرانی اش را کِش می دهد ،
ای کاش به اندازه ی این رئیس جمهور مردمی از درد دل مردم خبر داشتم.
ای کاش بتوانم در جلسه یی خودمانی از مقام معظم رهبری ، برای پاسخ مثبت و پدرانه ایشان به درخواست بنده ( برای روبوسی) تشکر و قدردانی کنم.
ای کاش بتوانم به هشدارهای ملت ، برای باز بودن راه بازگشت بنده به آغوش ملت و رهبری ، پاسخ مثبت دهم.
ای کاش بتوانم به احمدی نژاد رک و راست بگویم که پیام دلسوزی و دغدغه شما را نسبت به شانیت خانوادگی خویش شنیدم و اکنون بر این باورم که صدها محمدعلی انصاری ، یک احمدی نژاد برای بیت امام نمی شوند.
آقای احمدی نژاد ، ای کاش به مزاحمت های انصاری توجه نمی کردید و کلهم اجمعین مرا از این ورطه هولناک نجات می دادید.

اما صرف نظر از سمفونی ای کاش هایم ، ممنونم آقای احمدی نژاد ، ممنونم از صدق نیت تان.
با اجازه از " سمفونی ای کاش های محمد نوری زاد "